من اعتیـاد دارم . .

متن مرتبط با «چشم تو» در سایت من اعتیـاد دارم . . نوشته شده است

چه توفیقی از این بهتر؟!

  • نیلوبلاگ

    ♥←♥ رفتم کتابخونه گفتم ببخشید از سعدی، چی دارین؟ گفت کتابشو میخوای؟ ادامه مطلب...

    ادامه مطلب
  • جام جهانی ِچشمات..

  • نیلوبلاگ

    تماشاییx9dترین گُل را، چَشم ِتو، نَقش زد بر دروازهی دلم؛ جام ِ جهانی,، کیلویی چند است؟ وقتی که جام ِچشمانت، جهانی,، پُر از عشق، و گُسترهای از جاودانگی را، در برابرم میگُشاید. ای زیبـاترین ترانـهی...

    ادامه مطلب
  • درهمهمه ی ظلمت بازار،من مشتری روی توبودم . ./بخش اوّل+6عکس

  • نیلوبلاگ

    درهمهمه ی ظلمت بازار،من مشتری روی توبودم . ./بخش اوّل+6عکس :: مهـــرجــــان مهـــرجــــان پنجشنبه, ۴ خرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۳۲ ق.ظ ۹۶/۰۳/۰۴ ...

    ادامه مطلب
  • بازمقابلم تویی ..

  • نیلوبلاگ

    نجاتم بده،نجاتم بده .. اهل نماز میشوم , جمله نیاز میشومسوی حجاز میشوم "باز مقابلم تویی" ♦ بادهیناب میشوم , شعروکتاب میشومیکسره خواب میشوم"باز مقابلم تویی" ♦ همره موج میشوم , راهی اوج میشومفوج به فوج میشوم "باز مقابلم تویی" ♦ سایه ماه میشوم , در ته چاه میشومراهی راه میشوم "باز مقابلم ت...

    ادامه مطلب
  • درهمهمهu200cی ظلمت بازار،من مشتری روی توبودم . ./بخش ِیکم

  • نیلوبلاگ

    چهارشنبه ی هفته ی قبل،صبحش،هوابارونی بود.ازاون بارون های ریزونَرم؛ قراربودکه سوالات امتحان خردادمدرسه روکه دیشبش طرح کرده بودم،تحویل بدم. واردمدرسه که شدم،بچه هاکه من رودیدن،به سمتم هجوم آوردن! صدای آقااجازه!آقااجازه!سلامxa0ِبچه ها بلندبود.باهاشون چنددقیقه ای گرم گرفتم وخوش وبش کردم. بعدرفتم دفتروبر...

    ادامه مطلب
  • درهمهمه ی ظلمت بازار،من مشتری روی توبودم . ./بخش دوم

  • نیلوبلاگ

    دومین قرار ِاون روز،این بودکه برم ومحل شعبه ی انتخابات رو که روزجمعه-29اردیبهشت-بایددراون جا حاضرمی شدم،شناسایی کنم.. به توفیق الهی،چندین ساله که درانتخابات های مختلف،به عنوان ناظرهیئت نظارت شورای نگهبان،درشعبه هاحاضرمی شم ودرروندبرگزاری انتخابات،نقش هرچندکوچکی روبه عهده می گیرم. امسال هم باعنوان"...

    ادامه مطلب
  • درهمهمه ی ظلمت بازار،من مشتری روی توبودم . ./بخش سوم

  • نیلوبلاگ

    ←دلتنگـی ازپل عبورکردیم وبه خیابونی رسیدیم که برای من،حکم یک نوستالژی بسیارعمیقی داشت، یک دفعه حجم زیادی ازخاطرات سال های دوربه ذهنم هجوم آورد.. وقتی که من پنج،شیش ساله بودم،باباومامان به اینمحل،اومدن وما،دوسه سال،درخونه ای که اجاره کرده بودیم،زندگی کردیم. خونه ی قبلیمون،درمحدوده ی********بود.طرف ...

    ادامه مطلب
  • باحضورپرشور ومؤمنانه وبارأی به اصلح،به نفاق داخلی ودشمن خارجی،تودهنی محکمی بزنیم!

  • نیلوبلاگ

    ادامه مطلب...

    ادامه مطلب
  • خستگی،ندیدن لبخندتوست،دراردیبهشتی ترین روزهای بهار ..

  • نیلوبلاگ

    این هفته،آخرین هفته ی سال تحصیلیه:(( چقدر زودبه ایستگاه خردادرسیدیم .. امروزصبح،تومدرسه،آخرین درس کتاب ها روتدریس کردم!وفرداقراره از بچه ها امتحان بگیرم:/ دروقت اضافه ی کلاس،بحث انتخابات داغ بودوبچه هامدام سوال های انتخاباتی می پرسیدن! -آقاجازه!شما ...

    ادامه مطلب
  • توصیـهu200cیu200cمهمّ بهu200cنامـزدها:سامان کشورباکار"جهـادی وانقـلابی"است ..

  • نیلوبلاگ

    رهبر انقلاب: به نامزدها توصیه میکنم در وعدههای خود این نکات را حتماً رعایت کنند: یکی «مسائل اقتصادی» است؛ قاطعانه بگویند که میخواهند برای اقتصاد کشور تلاش کنند و معیشت مردم در درجهی اول اهمیت است. نکتهی دیگر مسئلهی «عزت ملی و استقلال ملت ا...

    ادامه مطلب
  • ازمطالب این پست،هرمقدارکه می توانید،بخوانید!امروزروزخواندن وتفکراست:اقـــــراء ../رمز:نام مبارک پیامبرخاتم

  • نیلوبلاگ

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ادامه مطلب...

    ادامه مطلب
  • بازمی آیدپرستونغمه خوان . .

  • نیلوبلاگ

    چندروزپیش که هوا آفتابی بود وتوآسمون بین پرنده ها،پرستویی رو دیدم که داشت پروازمی کردوآواز میخوند؛ یاداین درس ِکتاب ِفارسی کلاس چهارم ابتدایی افتادم! این شعرروخیلی دوست داشتم ودارم. کلاسمون در طبقه ی دوم مدرسه بودومشرف به حیاط ودارای منظره ی زیبایی از کوه های تازه سرسبزشده درمقابل چشممون؛ نه غم ...

    ادامه مطلب
  • تو رو دوستت دارم،ایران:)...

  • نیلوبلاگ

    ما،خونوادگی در راهپیمایی22بهمن،شرکت می کنیم. "ایـران"کشورمااست .. برای امنیتش .. سربلندیش .. آبادانیش .. زحمت زیادی کشیدیم .. خون دادیم وخون دل خوردیم .. تا به این جایگاه پرافتخاررسیدیم .. راه زیادی درپیش داریم، برای فتح قله های پیشرفت،عزت وآزادی .. برای رفاه،شرف وعدالت .. امـروز،به همه ی دنیا،نشون میدیم که "ما"هستیم .. ما زنده ایم .^ـ^. ادامه مطلب...

    ادامه مطلب
  • چشـم ِتو . .

  • نیلوبلاگ

    دراین شهرxa0ِ پراز تنهایی وغربت، تماشاکردنxa0ِحسّxa0ِمرا، چشـمxa0ِتو،می داند . . ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ یک مـعــلـم ...

    ادامه مطلب
  • روحم پُر از آواز تو . .

  • نیلوبلاگ

    نوجوون بودم،شایدکلاس اول یا دوم راهنمایی؛دلم می خواست که برای نمازصبح،به موقع وقبل از طلوع آفتاب،بیداربشم.صبح ها وقتی بیدارمی شدم،منگ وسرسنگین بودم:(به زحمت می تونستم چشمام رو باز نگه دارم:(تا اینکه تو یه کتابی،حدیثی از امام صادق علیه السلام رو خوندم که فرموده بودند(به این مضمون):"هرکس موقع خواب،آیه ی آخرِسوره ی کهف رو بخواند،درهرساعتی که بخواهد ونیت کند،بیدارخواهدشد."**خب من دوست داشتم که دقیقاًموقع اذان صبح بیداربشم!بنابراین،شب موقع خوابیدن،این آیه روخوندم ونیت کردم که موقع اذان صبح بیداربشم!ح...

    ادامه مطلب