
غزل تویی که چشمت، طلیعهی عشق است و نگاهت، تداوم زندگی؛
خنده ات، قافیهساز روز است و رویت، روشنیبخش شبها؛
شعر تویی، که هر سخنت مروارید محبت است و سکوتت صدف آرامش؛
اشکهایت، شهرآشوب توفانهاست! ، و خندههایت، قصیدهساز دورانها ؛
لبخندت، ردیف عشق است؛
و
وجودت تخلص جاودانگی ..
آه! ای سرود زیبایی! ای مطلع لطافت! ای آبشار ملاحت!
.
.
.
عــــه! این کجا رفت؟!
ادامه مطلبما را در سایت من اعتیـاد دارم . . دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 545