
یکی بود، یکّی نبود، زیرگنبد ِکبود، شهری بود به نام سمرقند،
راویان اخیار و ناقلان آثار و طوطیان شکّرشکن شیرین گفتار، این گونه نقل کردهاند که:
قصّابان ِشهرسمرقند، به خدمت خان ِحاکم رفتند و گفتند:
ما گوسفند خریده و میکشیم و گوشتش را به مردم میفروشیم، ولی سود ِزیادی برای ما نمیماند؛
اجازه بفرمایید تا قیمت گوشت را گرانتر کنیم، در عوض،
ما نیز هزار دینار طلا به خزانه میدهیم!
پس خان ِحاکم گفت: چنین کنید..
ما را در سایت من اعتیـاد دارم . . دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 259