حرف خصوصی^ـ^

خرید بک لینک


نرگس85624.png (461×447)



زنگ تفریح که زده شد،دفترنمره،کتاب ووسایلم رواز روی میزجمع کردم؛کیفم رو برداشتم وبا بچه ها خداحافظی کردم ووارد راهروشدم؛

"مُبین"،یکی ازدانش آموزام،سوالی ازم داشت،

همین طورکه داشتم به سمت دفتر مدرسه قدم برمی داشتم،سوالش رو پاسخ می دادم.

رسیدیم جلوی درب دفتر مدرسه،"پارسا"اومدکنارم وآهسته گفت:

-آقااجازه!یه حرف خصوصی باشما داشتم ..

ادامه مطلب
من اعتیـاد دارم . ....

ما را در سایت من اعتیـاد دارم . . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 188 تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 5:13

صفحه بندی