17شهریور،پس از چندماه خرابی،بالاخره فن ِ پاور رایانه ام شکست و ازکار افتاد!
هرکاریکردمفَن،درستنشدومجبور شدمبرایجلوگیریاز آسیب واردشدنبهشبکه ی داخلی،رایانه رو خاموش کنم.
تعمیرپاور کهنه دیگه چاره ی کارنبود وتصمیم گرفتم یک پاور تازه برای کیس رایانه بخرم.
بامحسن،یکی از دوستانم-که مغازه ی فروش لوازم رایانه ای داره-تماس گرفتم و،ازش راجع به انواع وقیمت پاور هاسؤال کردم.
دوستم گفت از 40هزارتا200هزارتومن داریم،
گفتم پاور خوبی که به شبکه ی رایانه ی من بخوره،می خوام.
دوستم گفت:پاورهای 100تا150تومن دارم که مناسب شبکه ی رایانه ی شماست.
تشکر کردم وگفتم عصر بهش سرمیزنم.
چند روزی بودکه هوابارونی بود.ابرهای تیره وبادخنکی می وزید.بارون،همه جا رو خیس ِخیس کرده بود.
به خاطرِ وزش باد،وجابجایی ابرها،هوا گاهی بارندگی داشت،وگاهی بارون متوقف میشد.
ودوباره چندساعت بعد،دوباره،بارون میبارید!
عصررفتم مغازه ی دوستم،
مقداری درموردمسائل سیاسی واقتصادی صحبت کردیم؛
از دوستم پرسیدم:بازار،چطوره؟
گفت:خیلی بد!
گفتم: زمان این دولت،برای شما بازارخوبیه،یا زمان دولت قبلی؟؟
گفت:دولت قبل . .
اون زمان،کلی مشتری داشتیم،ولی الان اصلاًمشتری نیست!
پول دست مردم نیست وهمه جا راکده!
تو همین لحظه چندنفر اومدن مغازه و قیمت لپ تاپ پرسیدن؛
من نشستم روی صندلی وبه بیرون که گاهی بارون میومد وگاهی بارون قطع می شد،نگاه می کردم . .
ادامه مطلبما را در سایت من اعتیـاد دارم . . دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 189